ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
37
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان حال مرتدين عبد اللّه بن مسعود گويد : ما بعد از پيغمبر در حالى بوديم كه نزديك بود هلاك شويم ولى خداوند بوجود ابى بكر بر ما تفضل فرمود . ما تصميم گرفته بوديم كه هرگز جنگ نكنيم ( نص عبارت براى يك ميش يا بره از ميش شير ده جنگ نكنيم و مقصود براى اندك و بسيار نبرد نكنيم و از حوادث بر كنار باشيم ) . ما به حال قناعت باشيم و خداوند را با گوشهنشينى و كنارهگيرى بپرستيم تا كار ما سامان بگيرد ( يقين و اطمينان حاصل كنيم ) . خداوند ابو بكر را بجنگ آنها ( مرتدين - كافرين ) برانگيخت به خدا سوگند او از آنها خشنود نشد مگر بيكى از دو حال يا تسليم با خوارى و رسوائى يا جنگ و طرد از اين سرزمين . اما حال عبارت از اين باشد كه آنها ( كسانى كه از اسلام برگشته اند ) اگر با ما جنگ كنند اقرار نمايند كه كشتگان آنان بدوزخ و شهداء ما ببهشت مىروند . بايد خونبهاى شهداء ما را بدهند و هر چه از ما ربوده باشند پس بدهند ولى آنچه ما از آنها بغنيمت مىبريم براى ما باشد يا آنكه با جنگ از ديار خود آواره و طرد شوند . اما حوادث مرتدين چنين است . چون پيغمبر وفات يافت و ابو بكر لشكر